
مؤسسه گوهرشناسی آمریکا (GIA) یک سنگ ۶٫۸۷ قیراطی را بررسی کرده است که سازندگان آن عمداً شکل و پرداخت آن را بهگونهای انتخاب کرده بودند که ظاهری شبیه به یک بلور الماس طبیعی راف داشته باشد.
بر اساس مقالهای که در شماره بهار ۲۰۲۶ مجله تخصصی Gems & Gemology متعلق به این مؤسسه منتشر شده است، این نمونه ظاهراً نخستین مورد شناختهشدهای است که در آن یک الماس سنتتیک رشدیافته به روش رسوبدهی شیمیایی از فاز بخار (CVD) عمدا به شکلی تراشیده و پرداخت شده که به یک بلور الماس طبیعی راف شباهت داشته باشد.
این سنگ تقریبا بیرنگ بود. طیف سنجی رامان (Raman spectroscopy) تأیید کرد که ماده مورد بررسی الماس است. شکل کلی آن نیز تقریباً هشتوجهی بود و شباهت زیادی به بلورهای طبیعی خام الماس داشت. با این حال، بررسی دقیقتر نشان داد که نمونه یک هشتوجهی واقعی نیست، زیرا تنها یک جفت از وجوه مقابل آن با یکدیگر موازی بودند.
بررسی میکروسکوپی با استفاده از کنتراست تداخلی تفاضلی (Differential interference contrast) نشان داد که وجوه سنگ بسیار صاف و تخت هستند و روی بیشتر آنها عمدتاً خطوط موازی ناشی از پرداخت دیده میشود. این ویژگی با وجوه هشتوجهی الماس طبیعی تفاوت دارد؛ زیرا روی این وجوه معمولا پلههای رشد و تریگونها (Trigons) دیده میشوند. ناحیه اتصال وجوه نیز بهشدت زبر بود. به گفته GIA، این وضعیت احتمالاً با فرآیندهایی مرتبط است که برای بهبود رنگ سنگ انجام شدهاند و پس از آن، وجوه اصلی دوباره پرداخت شدهاند.
پراش پرتو ایکس لائه (X-ray Laue diffraction) نشان داد که هیچ یک از وجوه سنگ با جهت گیری صفحات بلوری مورد انتظار در وجوه یک هشت وجهی طبیعی یک کریستال الماس مطابقت ندارند. با این حال، دو وجه مقابل با یکدیگر، نسبت مشخصی با صفحات بلوری داشتند که نشان میداد این سنگ احتمالا از یک قطعه الماس مصنوعی رشد یافته به روش CVD تراشیده شده است.
از نظر GIA، شکلدهی چنین مادهای به این روش به فرآوری دقیق و کنترل شده نیاز دارد و در نتیجه، بازده تولید را به میزان قابل توجهی کاهش میدهد. این مسئله نشان میدهد که ایجاد چنین شکلی احتمالاً با هدف فریب و عرضه این ماده سنتزی بهعنوان یک راف بلوری الماس طبیعی انجام شده است.
تصویربرداری با دستگاه DiamondView نیز بهطور قطعی نشان داد که این ماده یک الماس مصنوعی رشدیافته به روش CVD است. در تصاویر حاصل، نوارهای شبتاب نارنجی رنگ مشاهده شد که نشاندهنده وجود مراکز تهیجای نیتروژن (Nitrogen-vacancy centers) تشکیلشده در جریان رشد الماس بودند.
طیفسنجی جذب فروسرخ نشان داد که این نمونه در گروه الماسهای نوع IIa قرار میگیرد؛ به این معنا که نیتروژن قابل تشخیصی در آن مشاهده نشد. تنها حدود ۱ تا ۲ درصد از الماسهای طبیعی در گروه IIa قرار دارند و این الماسها نیز معمولاً شکل نامنظمی دارند. در مقابل، بلورهای طبیعی هشتوجهی خوشفرم تقریباً همیشه در گروه Ia قرار میگیرند. بنابراین، وجود همزمان شکل هشت وجهی منظم و ویژگیهای طیفی نوع IIa، با منشأ طبیعی سازگاری ندارد.
الماسهای سنتتیک بیرنگ نیز معمولاً در گروه IIa یا در مواردی IIb با غلظت بسیار پایین ناخالصی های بور قرار میگیرند.
بررسی این نمونه نشان داد که ویژگیهای آن با مشخصات شناختهشده الماسهای مصنوعی پولیش شده مطابقت دارد. با این حال، GIA تأکید میکند که در حال حاضر شواهدی از رواج گسترده جایگزین کردن الماسهای مصنوعی به جای الماس طبیعی راف در بازار وجود ندارد.
GIA افزوده است که در صورت افزایش چنین مواردی در آینده، میتوان فناوریهای غربالگری موجود را برای بررسی نمونههای راف نیز تطبیق و توسعه داد.
