الماس تازهوارد فرهنگ چینی است. اما یشم؟ ریشهاش به هزاران سال پیش میرسد. همین قدمت است که هالهای از ابدیت به این گوهر داده. کنفوسیوس آن را نماد درستی و دانش میدانست. امروز هم این سنگ محبوبیتش را حفظ کرده و خریداران از سرتاسر جهان به دنبال یشم اصل میگردند.

ویترین جواهرفروشیهای هنگکنگ تقریباً پُر از یشم جیدیت است. اما اگر به سرزمین اصلی چین بروید، با چهره دیگری از این گوهر روبرو میشوید: نفریت سینکیانگ. یشم نفریت در چین باستان کاربرد گستردهای داشت؛ از ابزار و سلاح گرفته تا زیورآلات. نفریت آن درخشش اشباعشده جیدیت را ندارد، اما زیباییاش را در قطعات کندهکاریشده هنری نشان میدهد. در این راهنمای خرید یشم، عوامل مؤثر بر کیفیت جیدیت و نفریت را بررسی میکنیم.
تاریخچه یشم: از جاده ابریشم تا هنگکنگ
حدود هشت هزار سال است که یشم (به چینی: yù؛ 玉) یا جید (jade) در قلب فرهنگ چینی جا دارد. یکی از قدیمیترین ذخایر داخلی این گوهر، رودخانههای جید سفید (یورنگکش) و جید سیاه (کاراکاش) در نزدیکی شهر هتیان (和田؛ با نام مستعار هوتان یا خوتان) در استان سینکیانگ غرب چین بود. از این رسوبات سنگی سفید مایل به کرم تا سبز به دست میآید که سفید خالص باارزشترین نوع آن است. این یشم از طریق جاده ابریشم قدیم و توسط بازرگانان آسیای مرکزی وارد چین شد.

کشف یشم جیدیت در میانمار به قرن ششم میلادی یا پیش از آن میرسد. به گفته ویلیام واری، چینشناس بریتانیایی، اولین ورود آن به چین در قرن سیزدهم بود. اما این سنگ تا دوران سلسله چینگ (1644–1914) چندان مورد توجه نبود؛ تا وقتی که امپراتور کیانلونگ تکهای از این یشم سبز با رگههای سفید روشن را دید و یکباره شیفتهاش شد.

امپراتور وقتی فهمید این سنگ از منطقهای دورافتاده در جنوب یوننان آمده، نیروهایی فرستاد تا تدارکات آن را تأمین کنند. اما حتی ارتش چینی هم توان مقابله با زمین سخت و بومیان تپههای کاچین را نداشت. برگشتند با دست خالی، کتکخورده و زخمی، غرق در گلولای. مردم قبیلهای خارجیهای شمالی را دوست نداشتند. از آن پس بازرگانان چینی دیگر سراغ تپهها و معادن نرفتند و ترجیح دادند با کاچینها در دشتهای نسبتاً آرام موگائونگ معامله کنند. چینیها متوجه شدند جنس این سنگ با یشم هتیان فرق دارد. رنگ زندهاش آنقدر شبیه پرهای پرنده ماهیخورک رودخانهای بود که اسمش را feicui (翡翠) گذاشتند؛ یعنی جیدیت «مرغ ماهیخوار».

در اواسط قرن شانزدهم، اسپانیاییها در سراسر قاره جدید گسترش یافته بودند. آنجا سنگی کشف کردند که در آمریکای مرکزی ارزشی گنجینهوار داشت. چون از آن برای دردهای پهلو و کمر استفاده میشد، اسمش را «piedra de ijade» گذاشتند، یعنی سنگ پهلو (موناردس، 1569). از فرانسه بهصورت éjade و بعد jade، در ایتالیایی giade، و در انگلیسی jade شد. در لاتین هم lapis nephriticus نامیدندش؛ سنگی مفید برای کلیه. یشم مزوامریکایی همان کانی است که امروزه «جیدایت» مینامیم (هک، 2007). هک ادامه میدهد:
سوئد 1758: نفریت. اکسل فون کرونستد (زمینشناسی که نیکل را نامگذاری کرد) به زبان سوئدی آن را به لاپیس نفریتیکوس «نفریت» تغییر نام داد. پس از ترجمه او در سال 1780، این یک نام علمی آلمانی شد. این نام وارد سیستم کلاسیک A.G. Werner (1791) شد. کانیشناسان احتمالاً—اما نه مطمئناً—نمونههای نفریت را پیش رو داشتند. واژه «Nierenstein» در آلمانی خیلی زودتر استفاده میشد، به معنای سنگ مفید برای کلیه، در کنار معنای دیگرش یعنی سنگ کلیه (kidney stone). در انگلیسی «سنگ نفریتی» رایج بود. – ایان هکینگ، 2007، «موارد احتمالی ابهام»
جدول 3. خصوصیات جید
| Nephrite Jade | Jadeite Jade | |
|---|---|---|
| نزدیک به سفید، سایه های مختلف سبز و قهوه ای | سایه های مختلف سبز، اسطوخودوس، سفید، بی رنگ، قهوه ای، نارنجی | رنگها (Colors) |
| Ca2(Mg,Fe)5Si8O22(OH)2. از نظر فنی، نفریت زیرگونه ای از سری اکتینولیت-ترمولیت از گروه آمفیبول است که در آن الیاف به صورت نمدی (غیر موازی) رشد کرده اند. به همین دلیل است که نفریت چنین سفتی فوق العاده ای دارد. | NaAlSi2O6. یشم جیدیت سنگی است که عمدتاً از جیدیت ساخته شده است و مقادیر کمتری از امفاسیت و کوسموکلور دارد. هر یک از این کانی ها بخشی از گروه معدنی کلینوپیروکسن هستند. | ترکیبات (Composition) |
| 6–6.5 | 6.5–7 | سختی (Mohs) |
| 2.95 (+0.15, -0.05) | 3.34 (+ 0.06, –0.09) | وزن مخصوص (Specific Gravity) |
| 1.606–1.632 (+0.009, -0.006); spot RI 1.61; اختلاف شکست مضاعف معمولاً قابل اندازه گیری نیست | 1.666-1.680 (±0.008)؛ Spot RI 1.66; اختلاف شکست مضاعف معمولاً قابل اندازه گیری نیست | ضریب شکست (Refractive Index) |
| DR, Biaxial; aggregate polariscope reaction | DR, Biaxial; aggregate polariscope reaction | خصوصیات اپتیکی (Optic Character) |
| خط مبهم ممکن است در 500 نانومتر وجود داشته باشد، اما خطوط جذب به ندرت دیده می شود. در سنگ هایی با کیفیت گوهری استثنایی، خطوط مبهم در قسمت قرمز طیف ممکن است دیده شود. | به طور کلی خط در 437 نانومتر. Cr-green ممکن است خطوطی در 630، 655، 690 نانومتر داشته باشد | طیف (Spectrum) |
| مونوکلینیک; به صورت تجمع های پلی کریستالی توده ای رخ می دهد | مونوکلینیک; به صورت تجمع های پلی کریستالی توده ای رخ می دهد | سیستم بلوری (Crystal System) |
| دانه ای تا خرده ریز | دانه ای تا خرده ریز | شکستگی (Fracture) |
| ندارد | ندارد | پلئوکرویسم (Pleochroism) |
| اکتینولیت ممکن است شاتویانسیتی را نشان دهد. به بیان دقیق، با اینحال این نمی تواند یک نفریت باشد زیرا نفریت بنا به تعریف ساختار فیبری نمدی (غیر موازی) دارد. | ندارد | پدیده (Phenomena) |
| هیچ مراقبت خاصی برای نفریت بدون بهسازی لازم نیست. یشم بهسازی شده ممکن است با تمیز کردن اولتراسونیک و/یا بخار ، حلال ها، اسیدها آسیب ببیند. | هیچ مراقبت خاصی برای یشم بدون بهسازی لازم نیست. یشم بهسازی شده ممکن است با تمیز کردن اولتراسونیک و/یا بخار ، حلال ها، اسیدها آسیب ببیند. | نگهداری (Handling) |
| برخی نفریت ها رنگ و/یا رنگ زدایی شده و سپس به پلیمر آغشته می شوند. | اکثیر جیدیت ها آغشته به وکس هستند. برخی از آنها رنگ شده و/یا سفید شده و سپس به پلیمر آغشته می شود. | بهسازی ها (Enhancements) |
| ندارد | بله ولی در بازار کمی نادر هستند | سنتتیک (Synthetic) |
در سال 1846، الکسیس دامور، شیمیدان فرانسوی، اولین تحلیل شیمیایی نفریت را انجام داد و تشخیص داد که یک آمفیبول است (دامور، 1846). بعدها، پس از غارت کاخ تابستانی پکن توسط ارتش بریتانیا و فرانسه در سال 1860 و انتقال بسیاری از اشیاء یشم چینی به اروپا، دامور این سنگها را دوباره بررسی کرد. او دریافت که سنگهای سبز شدید از نظر شیمیایی با یشم نفریت سبز کمرنگ تا سفید متفاوتاند و نام سنگ جدید را «جیدایت jadeite» گذاشت.

یشم امروز: جیدیت یا نفریت؟
امروزه اصطلاح یشم یا جید (Jade) برای دو سنگ متفاوت به کار میرود: جیدایت و نفریت. هر دو پسرعموی یشمی ویژگیهای خاص خود را دارند، اما شباهتهای زیادی هم بینشان هست. جیدیت نسبت به نفریت تازهتر است. برخی سنتگرایان معتقدند جیدیت تاریخچه غنی نفریت را ندارد، اما با این حال سبز «زمردی» جیدیت اشرافی معیاری است که بیشتر علاقهمندان چینی امروز با آن همه انواع یشم—از جمله نفریت—را میسنجند.
بیش از 2500 سال پیش، گوتاما بودا دریافت که بیشتر زندگی درد و رنج است. کمتر کسی از ما روی زمین، حتی نگاهی گذرا به بهشت داشته. بیشتر در جهنم زندگی میکنیم. اما برای چینیها، یک پل زمینی بین بهشت و جهنم وجود دارد: یشم. یین یانگ (Yin/Yang): یشم جیدیت و نفریت دو پل متفاوت به سوی بهشت هستند.
درحالیکه جیدیت باکیفیت از قیمت بسیار بالایی برخوردار است، نفریت نیز—بخصوص نوع شفاف با بافت خوب و کاروینگشده—میتواند بسیار باارزش باشد. نفریت سفید چینی سنگ گوهری دوستداشتنیای است با زیبایی خاص خودش؛ امروزه قیمتهایی دارد که با بهترین یشم اشرافی امپریال رقابت میکند.
تا به امروز، بهترین منبع این نفریت سفید به اصطلاح «دمبه گوسفندی» در نزدیکی Hetian در استان سینکیانگ در غرب چین است که به یشم سفید ختن معروف است. ناحیه سینکیانگ یا ایغورستان نام بزرگترین استان چین است که در گذشته ترکستان چین یا ترکستان خاوری نام داشته و به زبان قدیمی سکایی ختن صحبت میکرد. آنها که ریشه و فرهنگی بسیار نزدیک به ایرانیان باستان داشتند، از طریق جاده ابریشم این نوع یشم را وارد ایران میکردند. یشم ختن اساساً به همین دلیل جایگاه ویژهای در ادبیات قدیمی ما دارد.

راهنمای خرید یشم: معیارهای کیفیت جیدیت و نفریت
ارزیابی یشم جیدیت به اصطلاحات خیالی نیاز ندارد. مثل بقیه سنگهای قیمتی، همان «سه C» معیار اصلی است: رنگ (Color)، پاکی (Clarity)، و تراش (Cut). البته یک تفاوت مهم وجود دارد: وزن قیراط (Carat) در یشم اهمیت کمتری دارد و ابعاد قطعه تراشخورده یا کاروینگشده حرف اول را میزند. علاوه بر این سه C، دو عامل دیگر هم در نظر گرفته میشود که «دو T» مینامیم: شفافیت (روشنی و فراتابی) و بافت (Texture). در ادامه، اصطلاحات چینی مربوط به هر معیار در پرانتز آمده؛ فهرست کامل هم در جدول 1 موجود است.
جنس ذاتی سنگ (Base material)
یکی از مفاهیم کلیدی در درک کیفیت یشم جیدایت، جنس اصلی سنگ است (در تایلندی nua—«گوشت»—مینامندش). این اصطلاح کیفیت خود جنس را جداگانه از رنگ توصیف میکند.
شفافیت (ترانسلوسنسی)
بهترین یشم جیدایت نیمهشفاف است. یشم کدر یا تکههای ابری و دانهای معمولاً کمارزشترین نوع هستند. یک نکته جالب: حتی اگر رنگ یشم یکنواخت نباشد یا اشباع کافی نداشته باشد، شفافیت خوب میتواند ارزش آن را بهطور قابلتوجهی بالا ببرد.
بافت (Texture)
بافت و شفافیت در یشم رابطه مستقیم دارند. بافت ریزتر معمولاً شفافیت بالاتری میدهد. یکنواختی شفافیت هم به یکنواختی اندازه دانهها بستگی دارد. یشم جیدایت اعلا بافتی بسیار ریزدانه دارد که پیش از هر تراشی، جلایی شیشهای روی سطحش مینشیند. برای آشنایی با انواع بافت یشم جیدیت، حتماً این مقاله را بخوانید.
رنگ (Se)
رنگ مهمترین عامل کیفیت در یشم جیدیت است. رنگ جیدایت با سه جزء توصیف میشود: رنگمایه یا فام (hue)—یعنی جایگاه روی چرخه رنگ—اشباع (شدت رنگ)، و تن (روشنی یا تاریکی). گردنبند Doubly Fortunate که در پایین میبینید نمونهای عالی از رنگ، اشباع، تن و توزیع یکنواخت است.

در سال 1997، این گردنبند متشکل از 27 مهره کاملاً متقارن برش خورده از قلوه سنگ معروف به یشم جیدیت ” خوش شانسی مضاعف” رکورد جدیدی را برای یشم به ثبت رساند و به قیمت شگفت انگیز 9,390,922 دلار آمریکا فروخته شد. تصویر © کریستیز
برای جیدایت، دو عامل کلیدی در تعیین ارزش هستند: شدت رنگ سبز و درجه شفافیت. سنگهایی که رنگشان خیلی تیره یا بدنهشان نه چندان شفاف است ارزش کمتری دارند. توزیع رنگ هم باید در نظر گرفته شود. یک نکته مهم: رنگ اعلا در یشم جیدایت تنها زمانی خودش را نشان میدهد که جنس اصلی سنگ (گوشت) از کیفیت خوبی برخوردار باشد.

سه عنصر اساسی هر رنگ عبارتند از موقعیت رنگ (بالا)، میزان اشباع و تن (پایین). توجه داشته باشید که میزان اشباع و تُن رنگ به هم مرتبط هستند. تا میانه با افزایش اشباعیت، تن نیز افزایش می یابد (سمت چپ پایین). با این حال، به نقطه ای می رسد که افزایش جذب نور (افزایش تن و میزان خاکستری) منجر به کاهش اشباع (پایین سمت راست) می شود. در این نقطه کدری می بینیم و نه رنگ زنده و اشباع. تصویر © Richard W. Hughes
رنگمایه (zheng)
جیدیت باکیفیت، سبز خالص است. رنگمایهاش معمولاً کمی زردتر از زمرد مرغوب است و هرگز به اشباع آن نمیرسد—اما برای جیدایت سبز «زمردی» مرغوب، همین ایدهآل است. هیچ اثری از قهوهای یا خاکستری در قطعه نهایی تراشخورده نباید باشد.
شدت اشباع (nong)
این فاکتور احتمالاً مهمترین عنصر رنگ سبز و اسطوخودوسی جادییت است. بهترین رنگها از فاصله دور هم شدید به نظر میرسند—گاه «نافذ» توصیف میشوند. برای قضاوت دقیق درباره اشباع، مقایسه جانبی لازم است. هر چه رنگ اشباعتر، سنگ ارزشمندتر. یک عامل مرتبط که چینیها آن را cui مینامند. رنگهایی با cui مرغوب بهصورتهای مختلف بهعنوان درخشان، واضح، روشن یا داغ توصیف میشوند. همین کیفیت است که رنگ آبی «الکتریکی» را الکتریکی میکند.
تن رنگ (xian)
تن (Tone) ایدهآل متوسط است – نه خیلی روشن یا خیلی تیره.
توزیع رنگ (jun)
در حالت ایدهآل، توزیع رنگ باید با چشم غیرمسلح کاملاً یکنواخت باشد؛ بدون لکه یا رگه. در کیفیتهای پایینتر، ساختارهای ریزدانه یا رگههایی که با رنگ بدنه سنگ کنتراست دارند، گاه جذاب به نظر میرسند. اما رگههای بیروح و کسلکننده ارزش را پایین میآورند. هر نوع لکه نامنظم یا خالخالی که از زیبایی کلی سنگ بکاهد، قیمت را کاهش میدهد. یک نکته جالب درباره نفریت: برخلاف جیدیت، نبود رنگ در نفریت غرب چین یک مزیت است؛ سنگهای سفید برفی امروزه قیمتهای بسیار بالایی دارند. اگر قصد خرید یشم در چین را دارید، جدول اصطلاحات چینی زیر را حتماً بخوانید.
| جدول 2. نامگذاری یشم چینی (براساس Ho ، 1996) | |
|---|---|
| Yu | کلمه چینی برای جید |
| Ruan yu | نفریت |
| Ying yu | “یشم سخت” یا جیدایت |
| Fei-ts’ui (feicui) | جیدیت مرغ ماهی خوار |
| Lao keng | جیدیت “معادن قدیمی” – بافت ریز |
| رخ | ندارد |
| Jiu keng | جیدیت”معدن نسبتا قدیمی” – بافت متوسط |
| Xin keng | جیدیت “معادن جدید” – بافت درشت |
| Ying | نوع جیدیت با بالاترین درخشندگی و شفافیت |
| Guan yin zhong | جیدایت نیمه شفاف، یکدست، سبز کم رنگ |
| Hong wu dong | کیفیت پایین تر از گوان یین ژونگ، با رنگ قرمز کم رنگ همراه رنگ سبز مخلوط شده است |
| Jin si zhong | جیدیت “نخ طلایی”: رنگ سبز زنده به طور یکنواخت در سراسر سنگ پخش می شود. این نوع بسیار ارزشمند است. |
| Zi er cui | جیدیت با درجه کیفیت بالا از رودخانه ها استخراج می شود. به دلیل شفافیت بالای آن، به آن بینگ ژونگ (“یخ”) نیز میگویند. |
| Lao keng bo li zhong | جیدیت “شیشه ای” (بافت ریز تر، شفاف تر) معدن قدیمی (شکل 24 را ببینید). در سبز اشرافی، این نوع با ارزش ترین جیدایت است. |
| Fei yu | جیدیت قرمز که از نام یک پرنده با پرهای قرمز رنگ گرفته شده است |
| Hong pi | جیدیت “پوست قرمز”، بریده شده از پوسته قرمز یک قلوه سنگ (شکل 1 را ببینید) |
| Jin fei cui | جیدایت طلایی یا زرد |
| Shuangxi | جیدیت با هر دو رنگ قرمز و سبز |
| Fu lu shou | جیدیت با رنگ قرمز، سبز و اسطوخودوسی |
| Da si xi | جیدیت بسیار ترانسلوسنت با رنگ قرمز، سبز، اسطوخودوس و زرد |
| Wufu linmen | جیدیت با رنگ های قرمز، سبز، اسطوخودوس و زرد و همچنین سفید به عنوان لایه زیرین |
پاکی (Clarity)
از نظر پاکی، یشم با بافت ریز باید عاری از اینکلوژنهای قابل رویت باشد—عیوبی که عبور نور را مختل میکنند. بهترین جیدیت با چشم غیرمسلح هیچ ناخالصی ندارد. اینکلوژنهای معمول معمولاً سیاه، سبز تیره یا قهوهای هستند. لکههای سیاه مشکل ویژهای دارند: چینیها آنها را نشانه بدشانسی میدانند. لکه/خالهای سفید (گرده) هم شایعاند. بدترین نوع نقص در جیدایت، شکستگیهای ترمیمنشده است که ارزش سنگ را بهشدت کاهش میدهد—چون یشم نماد دوام و کمال است. گفتنی است تقریباً همه یشمها فِدِر (feathers) دارند که زیر ذرهبین دیده میشوند.

تراش
در مقایسه با بسیاری از سنگهای گوهری، نوع برش در زیبایی و ارزش یشم نقش پررنگتری دارد. بهترین کیفیتها معمولاً بهصورت دامله، دستبند، مهره یا کاروینگ تراش میخورند. پولیش برای یشم جیدیت اهمیت ویژه دارد. پولیش ظریف و نرم درخشندگیای خاص ایجاد میکند که نور بهزیبایی در داخل قطعه—چه مات، چه نیمهشفاف—حرکت میکند. برای قضاوت کیفیت پولیش، انعکاس نور روی سطح را بررسی کنید. پولیش عالی انعکاسی تمیز و بدون موجهای «پوست پرتقالی» یا فرورفتگی ایجاد میکند. در ادامه تعدادی از سبکهای تراش محبوب یشم آورده شده است:
دامله
کیفیتهای خوب معمولاً بهصورت دامله تراش میخورند. اندازه استاندارد مورد استفاده در راهنماهای قیمت بسیاری از فروشندگان 14×10 میلیمتر است (ساموئل کونگ، نظر شخصی، 1997). مواد دامله معمولاً از کیفیت بالاتری نسبت به قطعات کندهکاریشده برخوردارند (Ou Yang، 1999)، البته استثنا هم وجود دارد. در ارزیابی دامله، سه عامل کلیدی را بررسی کنید: گنبد، تقارن و تناسبات، و ضخامت. گنبد باید منحنی صاف داشته باشد—نه خیلی بلند، نه خیلی مسطح—و هیچ نقطه ناهموار سطحی نداشته باشد. تناسبات باید متعادل باشند: نه خیلی باریک، نه خیلی قطور. دامله با برش عالی هیچ نقص یا ناهمواری رنگی قابل رویت ندارد. از دهه 1930، داملههای دوتایی به شکل مهرههای جینکو چینی، گزینه ایدهآل برای یشم درجهبالا هستند. گفته میشود پایین محدب این نوع دامله بازگشت نور به چشم را افزایش میدهد و رنگ را تشدید میکند (Christie’s, 1996). سنگهایی با شفافیت ضعیف بهتر است با پایه صاف برش بخورند—هر مادهای در زیر کمربند بدون اینکه زیبایی اضافه کند، فقط حجم میافزاید. داملههای توخالی (پشت کاسهای) کمارزشترین نوع هستند (Ou Yang، 1999).
مهره ها
رشته مهرههای یکسان یشم جیدیت نسبت به رشتههای نامنظم تقاضای بیشتری دارند. تطبیق رنگ و بافت مهرهها اهمیت زیادی دارد و یکنواختی بیشتر، ارزش بیشتری میآورد. گرد بودن مهرهها و تقارن سوراخهای حفاری هم از معیارهای مهم هستند. چون تطبیق رنگ دشوار است، رشتههای بلندتر و دانههای بزرگتر ارزش قابلتوجه بالاتری دارند. مهرهها را از نظر ترک دقیق بررسی کنید. مهرههای ترکخورده با قطر 15 میلیمتر یا بیشتر را میتوان به دامله تراش داد که معمولاً ارزش بیشتری از مهره معیوب دارد (Ng and Root, 1984).
دستبند النگو
النگو (Bangle) یکی از محبوبترین جواهرات جیدایت است؛ نمادی از وحدت و ابدیت. در مشرق زمین این باور رایج است که النگو با جذب انرژیهای منفی از صاحبش در برابر بلا محافظت میکند. مثلاً اگر پوشنده در تصادف گرفتار شود، النگو میشکند و او سالم میماند. باور دیگری هم وجود دارد: یک لکه رنگ مرغوب در النگو ممکن است بسته به «انرژی» صاحبش، در تمام سنگ پخش شود. در گذشته النگوها و حلقهها اغلب جفتی ساخته میشدند—با این باور که چیزهای خوب دو به دو میآیند.

اعتقادی که قدمت آن دستکم به چهار هزار سال پیش در چین بازمیگردد، النگو یشم یکی از قدیمیترین و یکی از مهمترین جواهرات در فرهنگ چینی است. این النگوی فوقالعاده یشم به نام «دایره خوشبختی» به قیمت 3,917,830 دلار آمریکا در حراجی Sotheby’s هنگ کنگ در آوریل 2021 فروخته شد که یک رکورد جهانی برای النگو یشم است. تصویر © Sotheby’s Hong Kong
ساخت یک النگو از یک تکه راف جیدایت حجم زیادی مواد میطلبد و نسبت بازدهیاش پایین است. همین است که قیمت النگوهای باکیفیت بالا میرود. النگوهای چندتکه ارزش کمتری دارند—اغلب راهی برای استفاده از تکههای یک النگو شکسته هستند. برای النگوهای کندهکاریشده معمولاً از مواد خالدار استفاده میشود چون کندهکاری میتواند عیوب و اینکلوژنها را پنهان کند. با این حال وقتی مواد باکیفیت بالا کندهکاری شوند، نتیجه میتواند یک کالای کلکسیونی واقعی باشد.
Huaigu (pi)

هوآیگو یک دیسک مسطح با سوراخ در مرکز است که نماد ابدیت در فرهنگ چینی است. معمولاً بهصورت آویز یا سنجاق سینه استفاده میشود. ایدهآل این است که سوراخ یکپنجم قطر کل دیسک باشد و دقیقاً در مرکز قرار گیرد. جفتهای کوچک اغلب در گوشواره یا دکمه سرآستین به کار میروند.
حلقه های زینی (su an)

حلقههای زینی از یک تکه ژادئیت کاروینگ میشوند و شبیه نوار سادهای هستند که یک دامله مستقیماً روی آن قرار گرفته (شکل 8). این طراحی به زیباترین ناحیه اجازه میدهد در بالای حلقه جای بگیرد، در حالی که قسمت پایین نسبتاً پنهان میماند. این تفاوت اصلیاش با نوار یشم استاندارد است که باید رنگ یکنواخت در اطراف داشته باشد.
گوشواره حلقه ای دابل (lian huan)

ساخت این نوع راف زیادی میخواهد چون از دو قطعه با کیفیت یکسان بریده میشوند که هر کدام باید دو حلقه تولید کند. یک جفت از این گوشوارهها (تصویر 9) در 29 آوریل 1997 در حراجی کریستیز هنگکنگ به قیمت 1.55 میلیون دلار فروخته شد (Christie’s, 1997).
کاروینگ
معمولاً یشم مورد استفاده در کاروینگ از کیفیت پایینتری نسبت به سایر سبکهای برش است. با این حال آویزهای جیدیت حکاکیشده و اشیاء هنری شکوهمند هم کم نیستند. پیچیدگی طرح و مهارت اجرا، عوامل کلیدی در تعیین ارزش هستند.
پتانسیل تراش مجدد
مثل بسیاری از جواهرات، ارزش قطعات ضعیف یا آسیبدیده به پتانسیل تراش مجدد آنها بستگی دارد. یک النگو شکسته را مثلاً میتوان به چند نگین دامله تراش داد. ارزش چنین النگویی برابر است با ارزش کابوشنهایی که از آن ریکات میشوند. اگر سه دامله به ارزش هر کدام 500 دلار از آن در بیاید، ارزش النگو حدود 1500 دلار خواهد بود.
قیمت یشم جیدیت و نفریت
یشم گاهی میتواند از گرانترین جواهرات دنیا هم پیشی بگیرد. از ده جواهر برتر کریستیز در سال 1999، پنج تا یشم جیدیت بودند—از جمله سه مورد از چهار جواهر اول. این اعداد نشان میدهند یشم یکی از ارزشمندترین سنگهای قیمتی دنیاست. باارزشترین جیدایتها آنهایی هستند که شفافیت بالا و رنگ سبز کروم (Cr) غنی دارند. قیمت نفریت چینی سالها مورد توجه کمتری بود، اما از دهه 1990 و با رشد اقتصاد چین، قیمت یشم اصلی بهشدت افزایش یافت. از سال 2014، رکورد حراج جهانی یشم دیگر در اختیار یشم برمه نیست—این افتخار به نفریت چینی رسیده (شکل 10 را ببینید).

تجارت یشم در برمه سیستم خاص خودش را دارد که هالهای از رمز و راز دور یشم میتند: بازارهای راف، «مالیات»، و ارزیابی مواد خام. چینیها که بر بازار یشم مرغوب—هم در برمه، هم در خارج از آن—تسلط دارند، نقش کلیدی در این سیستم ایفا میکنند.

انواع راف جیدیت

معاملهگران راف یشم را براساس محل استخراج طبقهبندی میکنند. یشم رودخانه از رسوبات آبرفتی و امتداد رودخانه اورو به دست میآید؛ قلوهسنگهایی گرد با پوسته نازک (شکل 16، چپ بالا). یشم کوهی که دورتر از رودخانه یافت میشود، قلوهسنگهایی گرد با پوسته ضخیم دارد (شکل 16، چپ پایین). نوع سوم، تکههای نامنظمی هستند که مستقیماً از نهشتههای درجا مثل تاوماو استخراج میشوند (شکل 16، راست).
به گفته چیبر (1934b)، باور محلی این است که یشم رودخانهای و کنگلومرایی «پختهتر» از تاوماو است. چون فرسایش معمولاً نواحی آسیبدیده را از بین میبرد، بهترین ویژگیها معمولاً با یشم رودخانه همراه است. پوست نازک یشم رودخانهای احتمال «نقاط نمایش» را بالا میبرد و تخمین دقیقتر رنگ و کیفیت داخل را ممکن میکند. وقوع یشم سبز و اسطوخودوسی به نوع رسوب مستقل است. اما یشم نارنجیمایلبهقرمز تا قهوهای تنها در قلوهسنگهایی از خاک آهندار پیدا میشود. لکههای نارنجیقرمز از رنگآمیزی طبیعی اکسید آهن در پوست متخلخل یشم است و گاهی با حرارت تشدید میشود.
بازارهای راف یشم
بیشتر بازارهای باز جیدیت در برمه کوچکاند—شاید چون تجارت آزاد هنوز تا حدودی نو است. با این حال بازارهایی در هپاکان (Hpakan)، لانکین (Lonkin) و موگائونگ (Mogaung) وجود دارد.

بزرگترین بازار یشم برمه در جنوب ماندالاست؛ شهری که میگویند روی سه «خط» کار میکند: سفید (هروئین)، قرمز (یاقوت) و سبز (جید). تجارت در چند نقطه امتداد خیابان 86 جریان دارد. هر صبح صدها نفر آنجا بر سر جیدایت چانه میزنند. درست جنوب بازارها، کارگاههای برشکاری هم هستند. با وجود سختی جیدیت، خیلی از گوهرتراشان ماندالا هنوز داملهها را روی تختههایی پوشیده از کربوراندوم (نام تجاری سیلیکن کارباید) و موم سخت شکل میدهند و بعد یشم را روی بامبو جلا میزنند.

مالیات
روی هر قلوهسنگ یشم در بازار، شماره ثبت و وزن نوشته شده—نشانه پرداخت مالیات. کمیتهای دولتی تختهسنگها را در هپاکان ارزیابی میکند و 10 درصد از ارزش ارزیابیشده را مالیات میگیرد. اما حتی ارزیابی رسمی هم خریدار را از ریسک نجات نمیدهد—شاید داخل سنگ بیارزش باشد.
ارزیابی راف یشم: قمار پشت پوسته
یکی از بزرگترین چالشهای تجارت یشم جیدایت این است: پوستی که معمولاً تمام سرنخهای رنگ و شفافیت درون را پنهان میکند. این پوست میتواند سفید، زرد، قهوهای روشن تا تیره، یا سیاه باشد. گاهی فروشندهها قسمتی از لایه رویی را برمیدارند و یک «پنجره» (window) ایجاد میکنند تا با چراغقوه درون سنگ را بررسی کنند. با این حال اغلب نمیتوان کیفیت بقیه نقاط را دید یا تخمین زد.
بازرگانان و معدنچیانی که با آنها صحبت شده میگویند اول به دنبال هر نوع لکه رنگی میگردند یا جاهایی که پوسته آنقدر نازک است که شاید رنگ از آن نشان دهد. شواهد ترکهای سطحی هم مهم است—شکستگیها اغلب به داخل قلوهسنگ ادامه مییابند و راهی برای اکسیدانها باز میکنند تا رنگ داخلی را تغییر دهند (شکل 21، چپ بالا). چنین شکستگیهایی میتوانند ارزش سنگ را بهشدت کاهش دهند.

اگر نقطه نمایش موجود نباشد یا کافی نباشد، فروشنده گاهی یک «پنجره» (maw—برش) از طریق پوسته پولیش میکند. اما قبل از آن، مالک به دقت بررسی میکند کجا پنجره بزند—چون اگر رنگ خوبی نمایان شود، ارزش بهشدت بالا میرود؛ اگر رنگ ضعیف باشد، پایین میآید. این پنجرهها را باید از نظر پوشش مصنوعی یا دستکاری بررسی کرد. اگر هیچ نقطه یا پنجرهای نباشد، روش معمول خیس کردن سطح است—به امید اینکه رنگ زیرین نشان دهد. تاجران همچنین از صفحات فلزی کوچک و چراغقوه استفاده میکنند: لبه صفحه را روی ناحیه امیدوارکننده میگذارند و نور را از دورترین سمت میتابانند.

صفحه فلزی تابش مستقیم و خیرهکننده نور را از بین میبرد و هر رنگی میتواند خودش را نشان دهد. نفوذ نور به جیدیت زیرین نشانه شفافیت خوب است. اما ساختار دانهای یشم رنگ را از طریق پراکندگی در کل تختهسنگ پخش میکند. همین است که حتی یک منطقه کوچک با رنگ غنی میتواند از طریق پنجره کل قطعه را جذاب جلوه دهد. برای کاهش ریسک این تجارت سوداگرانه، مقدار زیادی راف به سادگی نصف میشود—رویکردی که در حراجیهای دولتی یانگون هم استفاده میشود. اما نصف کردن از وسط خطر عبور از مرکز یک منطقه باارزش را دارد. روش دقیقتر، خرد کردن پوسته است. روشی دیگر: برخی مالکان تدریجاً قلوهسنگ را از یک طرف برش میزنند—هر برش به ضخامتی که برای النگو یا دامله کاربرد داشته باشد—تا به رنگ خوب برسند. سپس از انتهای مقابل و از بالا و پایین هم همین کار را تکرار میکنند تا ناحیه باکیفیت جدا شود (شکل 21).

میگویند برخی تاجران باتجربه یشم «دست طلایی» دارند—یعنی با مطالعه بیرون تختهسنگ میتوانند رنگ داخل را پیشبینی کنند. با این حال، تجارت یشم رقابتی است بین دو گروه: فروشندگانی که میخواهند بهترین نقطه رنگ را نشان دهند و نقاط بد را پنهان نگه دارند، و خریدارانی که امیدوارند در سنگی با پنجره ضعیف، فضای داخلی درخشانی باشد. همین است که این تجارت را میتوان «قمار یشم» نامید!
بهسازی و بدل ها
بهبودها (Enhancements)
جیدیت از دیرباز تحت بهسازیهای مختلف قرار گرفته: برای تکمیل کار نهایی، حذف لکههای سطحی و داخلی، یا حتی رنگآمیزی برای تغییر رنگ کلی. در سالهای اخیر در هنگکنگ و جاهای دیگر سیستم طبقهبندی سهبخشی از A تا C برای توصیف نوع فرآیند بهسازی استفاده میشود. A-Jade یشمی است که تنها تراش و جلا داده شده؛ هیچ بهسازی دیگری ندیده. روغنکاری سطحی معمولاً بخشی از تکمیل «سنتی» محسوب میشود. غوطهور کردن در وکس—برای بهبود درخشندگی و پر کردن شکستگیها و حفرههای سطحی—مرحله نهایی تکمیل تقریباً تمام جیدیتهای تراشخورده است.

بسیاری از جیدیتها در اثر لکههای اکسیداسیون در نواحی زنگمانند تغییر رنگ میدهند. B-Jade نوعی جید است که برای مدت طولانی در سفیدکنندههای شیمیایی و/یا اسیدها خیسانده شده تا ناخالصیهای قهوهای یا زرد بین دانهها و ترکها حذف شوند. این فرآیند تصفیه فضاهای خالی ایجاد میکند، پس یشم سفیدشده متعاقباً با موم پارافین یا رزین پلیمری شفاف آغشته میشود. معمولاً بهبود قابلتوجهی در شفافیت و رنگ حاصل میشود. اما تشخیص این بهسازی نیاز به طیفسنجی مادون قرمز دارد—تکنیکی که باید در آزمایشگاه گوهرشناسی انجام شود.

C-Jade جیدیتی است که بهطور مصنوعی رنگ یا لکهدار شده—و این سابقهای طولانی دارد. رنگهای سبز، اسطوخودوس و نارنجیمایلبهقهوهای با رنگهای گیاهی یا ارگانیک دیگر روی مواد کمرنگ اعمال میشوند؛ فرآیندی که حداقل از دهه 1950 روی جیدایت انجام میشود. محققان محوشدگی رنگ را هم در یشم سبز رنگشده و هم در اسطوخودوس رنگشده دیدهاند، اما سبزها بیشتر کمرنگ میشوند. رنگشدگی معمولاً با میکروسکوپ و طیفسنجی شناسایی میشود: رنگ در رگهها، ترکهای سطحی و امتداد مرزهای دانهبندی متمرکز است. نوار وسیع 630 تا 670 نانومتر در ناحیه قرمز طیف مرئی، اثبات رنگ در جیدیت سبز است. برخی روشهای رنگکردن جدیدتر ممکن است باند ضعیفتری در 600 نانومتر نشان دهند. چون بعضی سنگها فقط تا حدی رنگ میشوند، کل قطعه باید بررسی شود.
سنگهای سرهم شده و سایر بدلها
سنگهای سبز زیادی میتوانند جای یشم جیدیت را بگیرند: از انواع سرپانتین گرفته تا پرهنیت، کروم کلسدونی و دیگر گوهرها. این موضوع را در مقاله سنگ یشم بیشتر توضیح دادهایم. علاوه بر جایگزینها، سنگهای سرهمشده زیادی هم شبیه یشم هستند. تریپلتها یک نوع رایجاند: یک قطعه بسیار شفاف از یشم کمرنگ بهصورت دامله نازک و توخالی برش میخورد. لایه دوم طوری تراش میخورد که درون اولی جا بگیرد و یک چسب سبز یا ماده ژلهمانند بین آنها قرار میگیرد. سپس یک تکه مسطح یشم با شفافیت کمتر روی پایه چسبانده میشود. نوع دیگر بدل، پوشاندن سطح جیدیت با لاک سبز است. 

پایین: یک کابوشن یشم ژادئیت با پوشش پلاستیکی، لایه برداری پلاستیک سبز رنگ در کمربند را با بزرگنمایی نشان داده شده است. عکس ها © Richard W. Hughes
نوع دیگری از بدلها با قطعهای از جیدیت سبز تیره ساخته میشود که تا ضخامت پوسته تخممرغ خالی شده. این ضخامت نازک نور را عبور میدهد و ظاهر یشم جیدیت امپریال را شبیهسازی میکند. پشت توخالی با ماده اپوکسیمانند پر میشود تا قطعه محکم شود. برای پنهان کردن این حقه، جواهر را در قابهایی با پشتی بسته میگذارند. 

بالا: این نگین دامله یشم قلبی شکل در واقع به ضخامت نزدیک به پوسته تخم مرغ خالی شده تا رنگ آن روشن و زنده به نظر برسد. برای محافظت از آن، پشت با رزین پر می شود. چنین سنگهایی معمولاً با قابهایی با پشتی بسته میشوند تا تقلب را پنهان کنند.
پایین: حباب های گاز گرد در پشت رزین تحت بزرگنمایی قابل مشاهده است. عکس ها © Richard W. Hughes
بازسازی
النگوهایی که در حین استفاده شکستهاند، گاهی هوشمندانه با چسب سرهم میشوند (شکل 34). فلورسانس UV روش خوبی برای تشخیص این تقلب است—چسبها اغلب فلورسانس میکنند، معمولاً آبی (DelRe، 1992). حبابهای گاز هم ممکن است در نواحی چسبشده دیده شوند (Hughes and Slavens, 1999).

راف سرهم شده
محققان انواع مختلف راف سرهمشده دیدهاند. یک نوع: پوست قلوهسنگ خرد میشود، سطح رنگآمیزی یا لکهدار میشود، سپس پوسته جدید از طریق غوطهور شدن در مواد شیمیایی «رشد داده» میشود. اما برخلاف پوسته واقعی که بسیار سخت است و فقط با سمباده میتوان برداشت، پوستهای تقلبی نرماند و بهراحتی کنده میشوند. نوع دیگر: هستهای از بولدر جیدیت اره یا سوراخ میشود، یک پرکننده سبز و بازتابنده داخل میرود و سوراخ با ترکیبی از اپوکسی و دانههای سطح قلوهسنگهای جیدایت پوشانده میشود (شکل زیر را ببینید).

گاهی حتی پنجرههای برشخورده رافهای جیدیت هم جعلیاند. یک روش ساده است: فقط یک لکه سطحی در ناحیه پنجره اعمال میشود. روش دیگر: یک تکه میشکنند، سبزش میکنند و دوباره روی تختهسنگ میچسبانند. وقتی این دریچه برش و صیقل میخورد، رنگ سبز مرغوبی آشکار میکند.
سخن پایانی درباره تجارت یشم
در یشم، مانند رولت و خود زندگی، برخی برنده می شوند، برخی بازنده می شوند. به گفته ریچارد هیوز، تعداد کمی از کسانی که اواخر دهه 1970 در بانکوک بودند میتوانند داستان آن تاجر را فراموش کنند. مردی که ثروت اندکش را روی یک قلوهسنگ یشم امیدوارکننده گذاشت. دیگران هم میخواستند—یکی چندین برابر قیمتش پیشنهاد داد. اما او نفروخت. خودش پشت چرخ پولیش نشست و سنگ را برید. افسوس که چیزی نبود. فقط یک توده بیارزش. بعد از لحظهای سکوت، همانجا که ایستاده بود ماشه را فشار داد. تجارت یشم مثل رولت است—غیرقابل پیشبینی. برخی برنده میشوند، اکثر بازنده. اما تا وقتی سنگ سبز از خاک برمه بیرون میآید، صفی بیپایان از بازیکنان وجود خواهد داشت. آماده رنج کشیدن برای هنرشان، همیشه در جستجوی خط سبز، در پی رنگ، در پی تطهیر، در پی ساختن پلی به بهشت—هرچند خطر یک کلوخ بیارزش همیشه در کمین است.
منبع:
