
وقتی حرف از قلبها (Hearts) و پیکانهای (Arrows) منظم یک الماس به میان میآید، ذهن همه به سمت یک الگوی خاص و چشمنواز میرود؛ الگویی که فقط از دل یک پولیش فوقدقیق روی فستهای الماس (زوایا و تقارن) بیرون میآید. این الگو را میشود با یک ابزار ساده به اسم H&A scope دید: قلبها از نمای پاویلیون (پایین الماس) نمایان میشوند و پیکانها از نمای تاج (بالای الماس). در یک الماس خوشتراش، پیکانها را حتی بدون ابزار خاصی هم میشود دید؛ فقط باید خیلی دقیق نگاه کنید. البته وقتی الماس داخل یک جواهر سوار میشود، دیدن این الگو سختتر میشود.
نکته مهم اینجاست: همه الماسهای ایدهآل قلب و پیکان ندارند. برخی الماسها با درجه تراش عالی، تقارن کاملی ندارند و این الگو در آنها دیده نمیشود؛ این بهمعنی بیکیفیت بودنشان نیست. از طرفی، بعضی تراشهای نادرست هم، بدون داشتن تناسب درست، قلب و پیکان نشان میدهند. برای همین حتماً مطمئن شوید الماس شما یک تراش گرد استاندارد با 57 فست دارد، نه فقط یک الگوی خاص و جذاب.
قلب و پیکان در الماس دقیقاً چیست و چطور میشود آن را دید؟

برای دیدن الگوی قلب و پیکان، از ابزاری به اسم H&A scope استفاده میشود که نور ورودی به الماس را فیلتر میکند. رنگ تصویری که میبینید (آبی، قرمز یا حتی بنفش) به رنگ فیلامنت همان فیلتر بستگی دارد. وقتی از بالا و از نمای تاج به الماس نگاه کنید، یک تراش ایدهآل باید هشت پیکان کاملاً متقارن نشان دهد. از پایین و نمای پاویلیون هم باید هشت قلب متقارن ببینید.
رسیدن به این سطح از تقارن، تراش خیلی دقیقی میخواهد؛ به همین دلیل، به الماس GIA Triple X که چنین الگویی نشان میدهد، گاهی «فوقایدهآل» هم میگویند. در بازار جواهرات مدرن، عبارت «super ideal» دقیقاً برای همین منظور بهکار میرود: الماسی با عملکرد نوری برتر، کیفیت بالای مواد و تقارن اپتیکی دقیقتر.
الماس با قلب و پیکان منظم چه مزیتی برای شما دارد؟
فراتر از معنای نمادین عاشقانهاش (قلبی که تیر پیکان از آن گذشته)، خرید الماس H&A دو مزیت بصری واقعی هم دارد. گفتیم که الگوی قلب و پیکان، نتیجه تراز شدن فوقدقیق فستهای الماس است. مزیت اول اینجاست: الماسی که با استاندارد فوقایدهآل تراش خورده باشد، «الگوی کنتراست بهتری» نشان میدهد و همین موضوع، ظاهرش را جذابتر و چشمگیرتر میکند.

مزیت دوم به برلیانسی (brilliance) و چشمکزنی (sparkle) الماس برمیگردد؛ این دو ویژگی مستقیماً به فستهای مجازی آن وابستهاند (virtual facets، یعنی فستهایی که لمسشدنی نیستند ولی دیده میشوند). فستهای مجازی را میشود مثل آینههایی تصور کرد که آینههای دیگر را منعکس میکنند. هرچه ترازبندی و جهتگیری فستهای جلادادهشده بهتر باشد، فستهای مجازی هم بزرگتر میشوند؛ و فست مجازی بزرگتر یعنی بازتاب نور بیشتر و چشمکزنی و تلالو (scintillation) بهتر. برای همین یک الماس قلبوپیکانی با تراش super ideal، نسبت به یک الماس معمولی با درجه excellent در گزارش GIA، براقتر و زندهتر دیده میشود.
قوانین تقارن اپتیکی برای قلب و پیکان
به تصویر زیر نگاه کنید و هر عدد را به توضیح مربوط به خودش وصل کنید. 
- یک الماس H&A واقعی باید دقیقاً 8 قلب و 8 پیکان منظم داشته باشد؛ نبود حتی یکی از آنها هم قابل قبول نیست.
- همه قلبها و همه پیکانها باید شدت دیداری یکسانی داشته باشند؛ یعنی وضوح هر قلب باید دقیقاً با بقیه برابر باشد.
- در حالت ایدهآل، قلبها نباید رنگآمیزی نامتوازن داشته باشند. این نکته کمی جزئی بهنظر میرسد، اما باید در هر قلب فقط یک تن رنگ ببینید، نه دو سایه متفاوت.
- قلبها و شکل V زیر آنها باید کاملاً متقارن باشند؛ یعنی نیمه راست هر کدام باید مثل تصویر آینهای نیمه چپش باشد.
- محورهای اطراف هر قلب باید دقیقاً با نوک پیکانها همراستا باشند؛ در غیر این صورت، این دو مجموعه شکل هماهنگ نمیشوند و ریتم بصری الگو از بین میرود.
- بین هر قلب و شکل V زیر آن باید فاصله مشخصی وجود داشته باشد؛ فاصله میان هر 8 قلب هم باید کاملاً یکسان باشد.
- عرض شانههای هر قلب نباید خیلی کم یا کاملاً یکنواخت باشد؛ همچنین هیچکدام از شانهها نباید نوکتیز بهنظر برسند.
- شکل V زیر هر قلب هم باید کاملاً متقارن باشد.
- بازتاب table الماس، در فاصله بین انتهای محورهای پیکانها، باید شکلی منظم و با قطری متوسط داشته باشد.
- سر هر پیکان باید دقیقاً با محور خودش همراستا باشد.
- اندازه محورها و نوکهای تیز پیکانها هم باید در همه جهتها یکنواخت باشد.
استاندارد قابل قبول برای 8 قلب و 8 پیکان چیست؟

واقعیت این است که پیدا کردن الماسی که 100٪ با همه این معیارها جور دربیاید، تقریباً غیرممکن است. الماسهای گرد برلیان پریمیوم با قلب و پیکان، کمتر از 0.1 درصد بازار را تشکیل میدهند و معمولاً هم کمی از این استانداردها فاصله دارند. این فاصلههای کوچک تا وقتی قابل قبولاند که الماس در مجموع با همه معیارهای بالا هماهنگ باشد.
یک نکته دیگر هم هست: گرفتن عکس خوب یا دیدن درست الگوی قلب و پیکان، کار سادهای نیست و تمرین میخواهد؛ مخصوصاً اگر قبلاً این کار را نکرده باشید. حتی یک کجی خیلی کوچک در الماس (تا نیم درجه) یا یک ناهماهنگی جزئی در چشم شما، کافی است الگو را کمی کج نشان دهد. پس وقتی در فروشگاه دارید الماس را از نزدیک بررسی میکنید، این نکته را فراموش نکنید.
الماسهای Hearts & Arrows را در عمل تحلیل میکنیم
بیایید چند الماس قلبوپیکانی واقعی را با هم ببینیم و دقت تقارن اپتیکیشان را بسنجیم. دو الماس زیر را بهطور تصادفی از مجموعه فروشگاه معتبر جیمز آلن انتخاب کردهایم.


حالا با همان معیارهایی که تا اینجا گفتیم، الگوی قلب و پیکان هر دو الماس را نگاه کنید. بهنظرتان کدامیک تراش دقیقتری دارد؟ اگر گفتید الماس شماره 2، حدستان درست بوده. الماس اول در فاصله بین V و قلبها ناهماهنگی نشان میدهد؛ به همین دلیل، آن را الماس قلبوپیکانی واجد شرایط نمیدانیم.
مثالی از الگوی ضعیف Arrows

- سر پیکانها با محورشان همراستا نیستند.
- ضخامت محورها یکنواخت نیست و اندازهشان تغییر میکند.
- مرکز الگو نامنظم شکل گرفته است.
- نوکهای تیز پیکانها به لبه نرسیدهاند.
- یک سر پیکان بهکلی گم شده است.
مثالی از الگوی ضعیف Hearts

- چاکهای قلبها اندازه یکسانی ندارند.
- هر قلب اندازهای متفاوت از بقیه دارد.
- در جهتهای ساعت 2، 3 و 4، شانهها نوکتیز شدهاند.
- نوک شکلهای V در هم ادغام شدهاند.
- فاصله بین V و قلب نامنظم است.
برای همین است که الماسهای تراش super ideal، قیمت بالاتری دارند؛ رسیدن به این سطح از دقت واقعاً هزینهبر است. با این حال، خیلی از فروشندگان و جواهرسازها موجودی خودشان را با ترفندهای بازاریابی گمراهکننده تبلیغ میکنند و اصطلاح Hearts & Arrows را نادرست بهکار میبرند.
آیا درجه Excellent یا Ideal یعنی الماس قلب و پیکان دارد؟
پاسخ کوتاه: نه. همه الماسهایی که درجه تراش Ideal (از AGS) یا Excellent (از GIA) میگیرند، الزاماً الماس قلب و پیکان نیستند. از نظر فنی، شکلگیری الگوی دقیق H&A (مخفف Hearts And Arrows) به توجه فوقالعادهای نیاز دارد که هنگام پولیش تکتک فستها، برای رسیدن به زاویهها و نسبتهای دقیق صرف میشود. این سطح از دقت، فراتر از چیزی است که برای رسیدن به رتبه تقارن Excellent یا Ideal لازم است. در یک جمله: [box type=”note” align=”aligncenter” class=”” width=””]Ideal/Excellent Cut + Symmetry + Polish ≠ Perfect Hearts And Arrows[/box]
در تصویر بالا، الماسی با تقارن اپتیکی ضعیف را میبینید؛ کاملاً مشخص است که «قلبها» درست سر جای خودشان نیستند. جالب اینجاست که این همان الماسی است که به آن Triple X میگویند؛ یعنی در هر سه گرید تراش، پولیش و تقارن، رتبه Excellent را از GIA گرفته است. برای رسیدن به یک الگوی H&A منظم، باید تراش الماس را با موشکافی خیلی بیشتری بررسی کرد. وقتی گزارش GIA درباره درجه تقارن صحبت میکند، منظورش این است که الماس با بزرگنمایی 10X از نظر چند ویژگی مشخص بررسی شده: کج بودن table، موجدار بودن گریدل، اندازه فستها و مواردی از این دست. گوهرشناس بر اساس همین یافتهها، درجه نهایی را تعیین میکند. نکته اینجاست که برای گرفتن رتبه «تقارن Excellent»، کافی است نقصهای تقارنی الماس کوچک باشند؛ آنقدر کوچک که حتی با بزرگنمایی 10X هم بهسختی دیده شوند.

برای مثال، سنگی که فستهایش کمی نامرتب یا ناهمتراز باشند، هنوز هم میتواند درجه Excellent بگیرد. سادهتر بگویم: درجهبندی تقارن بیشتر روی شکل کلی الماس و هماهنگی فستها با هم تمرکز دارد، نه اینکه تکتک فستها چطور در یک رابطه پیچیده کنار هم مینشینند!

اما تقارن اپتیکی که از طریق بیننده H&A دیده میشود فرق دارد؛ این یکی رابطه تکتک فستها را در کنار هم و بهصورت یکپارچه بررسی میکند. فستهای مجازی (همانهایی که از بازتابهای داخلی الماس، شبیه یک تالار آینه، ساخته میشوند) نقش کلیدی در شکلگیری الگوی قلب و پیکانی دارند که میبینیم.

تصویر بالا یک الماس Triple X GIA با شماره گزارش #1166789377 را نشان میدهد؛ نمونهای با کیفیت نسبتاً بالا. با این حال، با وجود رتبه 3 EX، تقارن اپتیکیاش پایینتر از حد انتظار است و شکل قلب و پیکان بهخوبی معلوم نیست.
چرا GIA درجهبندی H&A را برای خریداران ساده نمیکند؟
بد نمیشد اگر آزمایشگاههای گوهرشناسی یک بخش مشخص هم برای درجهبندی تقارن اپتیکی داشتند، نه؟ اما متأسفانه فعلاً قرار نیست این اتفاق بیفتد. آزمایشگاههای معتبری مثل GIA الگوی H&A را درجهبندی نمیکنند، چون معتقدند این فاکتور نقش اصلی و کلیدی در زیبایی الماس ندارد.

واقعیت این است که حتی اگر یک الماس، الگوی H&A کاملی نشان دهد، باز هم تضمینی نیست که واقعاً درخشان باشد یا نوردهی عالی داشته باشد. پس تا روزی که کل صنعت روی یک استاندارد مشترک برای درجهبندی H&A به توافق برسد، «قلب و پیکان» میتواند اصطلاحی باشد که خیلی از جواهرسازها بیدقت و صرفاً برای فروش بیشتر استفاده میکنند؛ و دقیقاً همینجاست که باید مراقب باشید.
هر جواهرفروشی که ادعا میکند الماس «super ideal» میفروشد، باید بتواند این ادعا را با مدارک کامل (تصاویر ASET، Idealscope و H&A) ثابت کند. اگر این مدارک را نداد، مطمئن باشید با یک ترفند بازاریابی روبهرو هستید که فقط برای شکار خریدارهای ناآگاه طراحی شده.

عالی بود . ممنون